| تبليغات | X |

|
9 آذر 1387
راه و نتيجه!
با سلام،
بعضی وقتها طريق طی شدن يک راه به اندازه ی خود مقصد مهمه.
من امشب مذاکره ای (برای شراکت) داشتم. با اينکه نتيجه از نظر من می تواند قابل قبول باشد، ولی صحبتهای امشب برای رسيدن به آن به شدت به من برخورده است و مرا برای تصميم گيری در مورد اصل اين شراکت به شدت دچار ترديد کرده است.
چون امروز ناراحتم، تصميم گيری را به روزی ديگر که اين ناراحتيم برطرف گردد موکول می کنم.
نمی دانم چه تصميمی بايد بگيرم؟
شايد استخاره راهگشا شود.
14 شهريور 1387
ماه پر واقعه!؟!
سلام،
تو اين ماه گذشته کلّی اتّفاق حول و حوش من افتاده که چند تاش رو به ترتيب زمانی می گم.
1) داداش کوچولوی من فردای روز تولّد 20 سالگيش داماد شد.
2) موبايل منو در حالی که بندش رو دور دستم پيچيده بودم، از دستم زدند. (دزديدند) بنابراين هر کسی که قبلا شمارشو داشتم، ديگه ندارم!
3) من از پايان نامه ی دکترام دفاع کردم.
1 ارديبهشت 1387
مرگ
دیشب انسولین زدم که یک چیزی بخورم، ولی خوابم برد. سحر بخاطر پایین افتادن شدید قند خون بیدار شدم. بنظر می رسه با توجّه به مقدار انسولینی که زده بودم باید قند خونم زیر صفر می رفت! خیلی ها (خیلی از مرض قندیها) در چنین وضعیّتی از دنیا می روند. ولی من هنوز زنده ام! با این حواس پرتی و ... که من دارم خدا می دونه چند بار دیگه و تا کی از همچین اتّفاقاتی جون سالم بدر می برم!
27 اسفند 1386
انّ الله فی قلوب منکسره
"تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن" 30 بهمن 1386
"ناکرده جوانی به جهان پیر شدم" (هاتف)
15 بهمن 1386
گزارش قند
با سلام اگر از وضعیإت قند خون من جویا هستید. (من مرض قند دارم.) در اینجا من تابع توزیع قند خونم را در حدود ۱۰ ماه اخیر می گذارم.
در این مدت میانگین (حسابی) قند خون من ۱۰۰ و متوسط هندسی آن ۹۶ و متوسط توان ۲ آن (rms) برابر ۱۰۴ و انحراف معیار قند خون من در این مدت برابر ۳۰ بوده است. واحد همهء این اعداد میلی گرم بر دسی لیتر است. (که معمولا در ایران از این واحد استفاده می شود.) و خطای همهء این اعداد تقریبا برابر ۱ واحد است. (خطا را هم حساب کرده ام!) چولگی (skewness) آن در این مدت ۰.۷۵ و کشیدگی (kurtosis) آن برابر ۰.۹۶ است. (با این تعریف کشیدگی برای تابع توزیع گوسی صفر است. اگر از تعریف دیگر استفاده کنیم که برای تابع توزیع گوسی کشیدگی برابر ۳ باشد کشیدگی این تابع برابر ۳.۹۶ خواهد شد. ) برای نرم کردن تابع توزیع از روش کرنل استفاده شده است. نمودار قرمز مستقیما از روی اعداد بدست آمده (با روش کرنل) و نمودار آبی از روی تابع توزیع لگاریتم اعداد ( که با کرنل بدست آمده بود) بدست آمده است. مقدار کمی هم اعداد بدست آمده برای قند خون همبسته اند (در حدود ۱۰٪ در طول یک روز). فکر می کنم خود تابع توزیع گویای بقیهء موارد باشد. پ ن : اینها قند خون من قبل از وعده های غذایی هستند بنابر این لزوما در موقع اندازه گیری آنها ناشتا نبوده ام. 12 بهمن 1386
رهایی
" یا رب رود از تنم اگر جان چه شود وز رفتن جان رهم ز هجران چه شود مشکل شده زیستن مرا بی یاران از مرگ شود مشکلم آسان چه شود" هاتف اصفهانی 8 بهمن 1386
آتش!
ندانم این چه آتشی ست در دل من که نه با آه سرد، و نه با اشک گرم خاموش نمی شود. پ.ن: اگر من شما را آزرده ام یا دلتان را شکسته ام لطفا به من بگویید. 21 آذر 1386
خونریز!
"ای ریخته خون من و صد همچو منی هر لحظه جدا ساختی جانی ز تنی عذرت چه بود چو روز محشر بینی بر دامن خویش دست خونین کفنی؟" هاتف اصفهانی 7 آذر 1386
ای فریاد رس
"بیزار شد از من شکسته همه کس من مانده ام اکنون و همان لطف تو بس فریاد رسی ندارم ای جان و جهان در جمله جهان بجز تو، فریادم رس" فخر الدین عراقی
23 آبان 1386
"چون دوست به دشمنی گسست از من مهر هرگز نکند غم مرا چاره سپهر" 8 آبان 1386
دل و غم!
"غمی دارم که در گفتن نيايد زبان در شرح آن عاجز نمايد به دل گفتم صبوری کن صبوری بگفتا صبر در آتش نشايد که اين آتشفشان ديدگان است صبوری را توان از کف ربايد بر اين آتش خدا خود صبر خواهاد که آتش برد و سالم می نمايد" 1 آبان 1386
انتظار
چه سخت است انتظار و چه تلخ است فراق 26 شهريور 1386
"گرچه همچون خم می در جوشم ،
خون دل می خورم و خاموشم"
12 شهريور 1386
نمی دانم چه می خواهم بگویم
"... درون سینه ام دردی ست خونبار که هم چون گریه می گیرد گلویم غمی آشفته دردی گریه آلود نمی دانم چه می خواهم بگویم...." 5 ارديبهشت 1386
دل نوشت
فکر کنم امروز عزیزی را رنجاندم.
کاش عمرم روزها قبل پایان یافته بود.
28 فروردين 1386
اشتباهات جالب! (سوتی!!!)
با سلام من مدتی در "باشگاه دانش پژوهان جوان" (مرکز المپیاد) کار می کردم و جزء تیم آموزش دهندهء تیمهای المپیاد فیزیک ایران بودم، در آن موقع من در آزمایشگاه به آموزش "دانش پژوهان" مشغول بودم، از آن دوران خاطرات جالبی برای من باقی مانده، که تعدادی از آنها مربوط به اشتباهاتی است که این دانش پژوهان مرتکب می شدند (سوتی هایی که می دادند). همهء خاطراتی که الان می نویسم برای دوره 40 نفر (تابستان) است، در آن موقع 7 نفر (الان 10 نفر) از این 40_45 نفر که در دوره تابستان آموزش می دیدند(می بینند) مدال طلا گرفته و بعدا از آنها 5 نفر به المپیاد جهانی فیزیک اعزام می شوند. در یک دوره، در یک آزمایش بنا بود توپ پلاستیکی (عادی) را روی آب (داخل یک تشت)به چرخش در بیاورند و ...، به علت روشن بودن کولر در سالن، باد باعث حرکت توپ (بعضی از دانش پژوهان) به سمت دیواره های تشت می شد. یکی از این دانش پژوهان تذکّر دادند که اینجا زمین کج است و توپ به سمت کناره ظرف می رود! و یک دانش پژوه دیگر این را در گزارش کارش به عنوان عوامل خطا نوشت!!! جالب تر از همه این که هر دو این افراد در پایان دوره تابستانی، مدال طلا گرفتند. (با اقتدار هم گرفتند.) در یک دوره دیگر، برای آزمایشی، دماسنج در اختیار دانش پژوهان قرار گرفته بود. این دماسنجها برای محافظت در حفاظی پلاستیکی قرار داشتند، 3 نفر از این دانش پژوهان دماسنج را با حفاظ در ظرف آبی که دمایش را می خواستند اندازه بگیرند گذاشته بودند!!! که یکی از آنها آنرا برعکس در آب قرار داده بود!!! (در حفاظ، و مخزن بالا قرار گرفته بود!!!) که این فرد هم طلا گرفت! در سالی دیگر (که من باشگاه نمی رفتم ) ، در یک آزمایش به نام "حلقه های دود و جوهر" که بنا بود عودی را برای تولید دود به کار ببرند، و با قطره چکان قطرات جوهر را در آب بیندازند (بنا بر اعترافات ) فردی برای تولید دود، قطره چکان را آتش زده بود!!!، که او هم در پایان دوره طلا گرفت!!! این یکی را که می خواهم بنویسم، فکر کنم در دوره 7 نفر (دوره انتخاب تیم نهایی (الان 10 نفر شده)) اتفاق افتاد. کالریمتر ظرفی است که مهمترین جاصیّت آن، عایق (حرارتی) بودنش است، و اینکه گرما به راحتی از آن عبور نمی کند. در آزمایشگاه فردی برای گرم کردن یک مایع، آنرا در کالریمتر ریخته بود و آنرا روی شعله قرار داده بود!!! در ضمن اسم این افراد پیش من محفوظ می ماند. پ.ن. : هیچ کدام از اینها کار من نبوده اند. من هم (احتمالا ) سوتی کم ندادم. (تا کم چقدر باشه؟) اگر به یاد دارید، شاید بد نباشد خصوصی یادآوری کنید .
13 بهمن 1385
"از جان طمع بریدن،آسان بود ولیکن
از دوستان جانی،مشکل توان بریدن"
30 دي 1385
"مرا از پا فکنده شکستنهای بسیار"
26 دي 1385
بیماری خاموش یا قاتل خاموش؟
با سلام آیا می دانید احتمالا حدود 3 میلیون دیابتی در ایران وجود دارد که اکثر آنها از بیماری خود بی اطّلاعند؟ کمتر از 10% به دیابت نوع یک، و بیش از 90% به دیابت نوع دو مبتلا هستند. دیابت نوع یک معمولا چنان شدید بروز می کند که نمی توان به وجودش پی نبرد. دیابت نوع دو ممکن است مدّت زیادی فردی را مبتلا کرده باشد و حتی عوارض سوءی در وی بوجود آورد و وی از آن بی خبر باشد. در همه انواع دیابت با کنترل درست قند خون می توان از عوارض جبران ناپذیر آن تا حدّ زیادی جلوگیری کرد. بنابراین اطلاع به موقع از بروز این بیماری و تلاش برای کنترل کامل آن برای کاهش عوارض آن برای فرد و جامعه ضروریست. عواملی مثل کمی فعالیّتهای بدنی، رژیم غذایی غلط، وزن اضافی، چربی خون و ارث خطر ابتلا به این دیابت نوع دو را افزایش می دهند. به نظر می رسد که سن ابتلا به این بیماری اخیرا به مقدار زیادی کاهش پیدا کرده، و حتی به زیر 30 سال هم رسیده است.(متاسفانه خبر دار شدم که یکی از دوستانم که سنّش کمی از من بیشتر است به این بیماری مبتلا شده است.) برای مبتلا نشدن به عوارض خطرناک این بیماری نکات زیر شاید مفید باشد: 1) آزمایش قند (و چربی) خون حدّاقل هر سال یک بار (در گروههای در خطر شاید 6 ماه یک بار مناسب تر باشد(این آزمایشها برای هر سنّی لازم است). 2) کنترل وزن، رژیم غذایی سالم و متناسب ، و فعالیّت مداوم ورزشی (مثلا روزانه) 3) کم کردن استرس در افراد مبتلا نیز این 3 قسمت ضروریست ولی باید تعداد آزمایشها بسیار بیشتر بوده و در ضمن کنترل بیشتری در مقدار و نوع غذا بکنند. برای افراد مبتلا به دیابت اندازه گیری هموگولوبین A1C که مقدار متوسط قند خون در 3 ماه گذشته را می دهد، هر 3 ماه یکبار برای کنترل هر چه بهتر قند خون ضروریست. این داستان ادامه دارد...
[ آخرین صفحه ] [ صفحه 1 از 2 ] [ صفحه بعد ]
|